Grippin Chaos

Because It Is Fun to Grip the Chaos

Posts Tagged ‘یونگین

چگونه دختر/پسر درونمان بر ‹خود› ما و روابط ما اثر می گذارند

with one comment

اخیرا مطالعه ی کتابی رو به اتمام رسوندم، به نام «یار پنهان» (Invidible Partner – John Sandford) اثر جان سنفورد، پژوهشگر مطرح یونگین.
اثر فوق العاده ارزشمندیه. ازوناییکه در سیاهی شب همچون خورشید به آدم روشنگری اعطا می کنن.. به شدت مطالعه ی این کتاب رو توصیه می کنم. ‹نشر افکار› با ترجمه ‹فیروزه نیوندی›.
از ۴ فصل تشکیل شده و ۱۹۱ صفحه.
از این کتاب میشه این به مسایل و پدیده ها ‹خود آگاهی› بخشید:
-بررسی تفاوت روانشناختی عملکرد مردان و زنان در دنیای امروز و در طول تاریخ، و بیان برخی تفاوت های فیزیولوژیکی در ساختار مغز و فکر زن و مرد.
-زن و مرد چرا عاشق می شوند. (توجیه بر اساس فرافکنی انیما و انیموس)
-انتخاب میان عشق تعالی بخش و خوار کننده.
-یک دید بسیار نغز و مترقی به مفهوم های شیطان و وسوسه های داعی به تنبلی، ناتوانی، زجه و طلب عشق از جنس مخالف، کج خلقی مردان و بی عقلی زنان در حیطه ی روابط فی مابین و نزاع های زناشویی و روابط گسترده تر اجتماعی.
-بررسی دلیل عاشق شدن زن و مرد به هم، و تحلیل رویاهای فانتزی و خواب ها از دیدگاه بسیار جالب و ثمر بخش نمادشناسی و اسطوره شناسی.( دلایل فرافکنی و آشوب های انیما و انیموس)
-توضیح دلیل پدیدهای فروکشی عشق میان زوج های جوان، پدیده ی مهاجرت متعدد افراد میان روابط عاطفی، تمایل مردان میانسال به دختران جوان یا پسران جوان با جذابیت های توام مردانه و زنانه.
-تشریح متد سخن با ‹یار ِ پنهان ِ› درون.( گفتگو با انیما/انیموس درون – شاه بیت کتاب D: )
-و در نهایت تبیین و آشکار سازی فاکتور بعدی دخیل در قدرتمندی عشق، بوسیله ی پرده برداری از تعامل تنگاتنگ و پنهانی ِ میان عشق و جذبه جنسی و تاثیر جاذبه جنسی در اغوای زن و مرد و شروع عشق.
-و آشنایی با مفاهیمی جدید (برای من) از جمله ‹فردیت در ازدواج› و دعوت به تفکر بیشتر در زمینه واقعیت های یک عشق و توانایی های آن بشکل واقع گرایانه تر و از این دیدگاه، ‹اخلاق وفاداری در ازدواج›.

در کل از لحاظ بار علمی یک اثر بسیار ارزندست ولی بدلیل ادبیات نسبتا بی ملاحظه نویسنده در جاهایی که نیاز به توصیفات دقیق تر احساس می شه، و با همراهی گمراهی های همیشگی موجود در ترجمه، گاهی متون بیجا پیچیده و بی ربط جلوه می کنن که برای خواننده تازه وارد به تاپیک های روانشناختی (مثل خودم!) انرژی زیادی هدر میده.

پ.ن: به این مقاله مرتبط توجه کنید.

Advertisements

صنما جفا رها کن، کرم این روا ندارد

with 4 comments

چطوریه که وقتی 2 نفر همدیگرو می بینن، بهم دل می بندن و عاشق هم میشن؟ وقتی با اون شخص هستین، انگار تو بهشتین که در کلمات نمی گنجه، و وقتی اونو نمی بینین، یه احساس دلتنگی نیشدار، هوشیاری شما رو ازتون می گیره و شما منتظر ملاقات بعدی باهاشین.. و احتمالا با خود می گین که «دنیا برای من یه معنی جدید گرفته».. و از اینجا وارد قلمرو آرکتایپ ها میشیم..

این سلسله احساسات رو که در بسیاری از فیلم ها، رمان ها، اشعار، عشاق متعهد جوان دور و برمون که مثلا اینگونه اظهار میشه که » ما نیمه گمشده مون رو پیدا کردیم»، » ما دو تا برای هم آفریده شدیم» (ترجمه Soul Mate)؛ ما باور داریم که به این طریق و بوسیله اون شخص کامل میشیم و …

با معرفی بحث آنیما و آنیموس، به این نتیجه خواهیم رسید که متاسفانه این احساسات و حرفای قشنگ، به اشتباه «عشق» نامیده شده، و در واقع فقط شروعی است برای رویارویی با ضمیر ناخوداگاه هر فرد.

این پدیده، در روانشناسی یونگین، فرافکنی آنیما و آنیموس نام داره که برداشت شما با توضیح بیشتر زیر، به خودتون بستگی داره:

آنیما و آنیموس، در واقع تصویر «جنس مخالفِ ما»، در ضمیر ناخود آگاه ماست. یعنی اگه شما مرد باشین، یک زنانگی در وجود شما وجود داره که «آنیما» تعریف میشه، و اگر خانوم باشین، یک مردانگی به نام «آنیموس» در وجود شما وجود داره، که جفتشون در ضمیر ناخودآگاه ما وجود دارن و میشه اونو به حساب ذهن ناخوداگاه (Unconscious Mind) گذاشتش که همیشه باعث تصمیمات، احساسات، افکار، خنده ها و گریه های غیر ارادی بوده که هر فرد در زندگی تجربه کرده.

از طرفی، فرافکنی (Projection) یک مکانیزم دفاعیه که در اون هر فردی احساسات ویا عقاید ناخواسته ی یا غیرقابل قبول خودش رو به کسی دیگه نسبت میده؛ که به این طریق، فرد اضطراب خودش رو با تجلی امیال ویا انگیزه های ناخوداگاه خودش کاهش میده، بدون اینکه ذهن ناخوداگاه وی متوجه این فرایند بشه.

همانطور که گفته شد، روانشناسی یونگ، این پدیده ی بظاهر عاشق شدن رو که بسیار متداول است، » فرافکنی آنیما/آنیموس » معرفی می کنه. دلیل این فرافکنی اینه که هر روانی به دنبال تمامیت خویش، و اتحاد تضاد های درونیه، که یونگ از این به «فرایند فردسازی» نام میبره. در واقع این روانشناسی معتقده که وقتی مردی با خانومی رو برو میشه و امیال و افکار و … آنیمای خودشو بطور ناخوداگاه در وجود اون خانوم میبینه و باز هم بطور ناخودآگاه، شروع به فرافکنی آنیمای خودش میکنه.. و در نتیجه این عمل، فرد، طرف مقابل را بصورت بسیار خوب یا بسیار بد ارزیابی می کند. در حقیقت این فرافکنی، بطور طبیعی صورت می گیرد و این برخورد ما با اونه که ایجاد تفاوت می کنه. این فرافکنی به گفته ی دکتر جان سنفورد، با آمیخته شدن با فریبندگی ج.ن.سیِ طرف مقابل، همان وابستگی شدید و دلتنگی دلخراش، و فانتزی های س.ک..س..ی را ناشی می شود. این فانتزی ها، خود به عنوان سمبلی از میل به افراد، به نفوذ در خود، یا یکی شدن با خود است. این انگیزه ایست ناخوداگاه. مستی و شدت شیدایی، نشانه های تسخیر آنیما/آنیموس در زوجین است. اگر این فرافکنی در هر دو نفر روی دهد، آن دو » عاشق هم شده اند». این دو نفر می توانند هم.ج.ن.س یا زن و مرد باشند.

این فرافکنی، می تواند برای شخص بسیار سودمند باشد، چرا که به گفته یونگ، این تنها راه شناخت ضمیر ناخوداگاه هر شخصی می باشد که این شناخت است که به نوبه خود، موجب رشد روانشناسی در انسان می شود که قبلا در متون دینی، از آن با اسم»خود شناسی» آشنا شدیم.

در راستای آسیب شناسی این فرایند باید گفت که همونطور که واضحا درک می کنیم و قبلا نیز اشاره شد، این عشق ، اغلب بدلیل نقاط تاریک هر روح می باشد که با کشف این زوایا در فرد دیگر بطور متقابل، موجب ایجاد این وابستگی عاطفی در عشاق می شود، که در واقع در آن فرد «خود» خویش را مورد تقدیر قرار می دهد، و نه وجود واقعی طرف مقابل را. » تو اصلا منو خوب نمیشناسی» از جمله ادبیات رایج در این روابط می باشد. فرد در معشوق به دنبال آن چیزی که خودش می خواهد، دوست دارد که معشوقه اش آنگونه باشد، و از وی انتظاراتی دارد، نه به آن صورت واقعی و حقیقی که می باشد. این چنین روابطی، چون بر پایه نقض و یا محکوم کردن و اعتراف به بی کفایتی «خود» است، بجای بخشایش گوهر واقعی عشق، که پرورش آنیما و آنیموس، و عزت نفس خود است، روابطی نامناسب، مخرب، و خود-ویران گر تلقی می شوند.

این فرافکنی همانگونه که «ناچارا» اتفاق می افتد، بعد از مدتی نیز ناچارا رخت بر می کند. اگر این فرافکنی باز هم ادامه یابد، میتواند مانعی بر سر راه یک عشق واقعی و طولانی مدت گردد. بعد از افول این فرافکنی، دیگر موقع آن رسیده که دو طرف بتوانند این تصویر الهه گونه از همدیگر را (که سمبلی است از وجود خویش) کنار بگذارند و همدیگر را آگاهانه شناسایی کنند. وقتی رابطه ای به این مرحله از صمیمیت رسید، بسیاری از افرادی که به آن رابطه عالی عادت کرده بودند، بدلیل ورود به آرکتایپ Peter Pan (که بجای اینکه به افرادی در زندگی، وابسته شود، می خواهد-به شخصی دیگر-منعکس گردد) به دنبال یک رابطه خارج از اصلی می گردند، اگر، شناخت آنها از خود هنوز در مراحل ابتدایی باشد. بسیاری از روابط در این مرحله متوقف، جای خود را به روابط جدیدتری می دهند. چون شخصی که آنها روزی عاشقش بودند، دیگر همان آدمی نیست که آنها فکر می کردند.


از طرفی، اگر دو نفر، در رابطه ای متعهد به هم باشند و رشد کرده و از خود آگاهی یابند، وقتی فرافکنی افول پیدا می کند، یک فرصت برای آن دو شکل می گیرد تا آنها هر کدام بتوانند نیمه های گمشده خود را کشف و پیدا کنند.. این کار ساده ای نیست، و همانطور که انتظار می رود، نیاز به یک خویشتن پذیری بی رحمانه، و چالشی دردناک دارد.. دکتر یونگ در کتاب Mysterium Coniunctionis می گوید که این تجربه با خود، همواره موجب شکست خوردن » خود » می شود، اما این شکست خود موجب زایش تمامیت ذات فرد می شود. (البته مراقب مراحل 4 گانه رشد آدمی باش:Ego-Child, Ego Parent, Ego World, Ego Self)

آنیمای وجودی مرد، به وی کمک می کند تا با طبیعت احساس گر خویش، با خویشتن پذیری خویش، با خود توصیفی خویش، با مهارت های پرورشی خویش، و با توانایی خلقت و خلاقیت خویش در تماس باشد؛ و آنیموس وجودی زن به او کمک می کنند تا به اهدافش برسد، افکار روشنگرانه بزرگتری داشته باشد مرزهای روشن تری مشخص کند، و واسطه ای می شود بین او و ضمیر ناخوداگاه درونیش.

این تجربه (شکست خود و بازیابی تمامیت ذات)، شاید همان است که بی تابانه به دنبال کشش زلال آن هستیم. حال این عشقی که بین آن دو نفر پدید می آید، عشقی عمیق است، که بر خلاف فرافکنی، شوقی است که در آن می خواهیم «خود»ِ یار، «خود» مستقل او را ببینیم و از آن حمایت کنیم.. این ما را از جستجو برای یافتنِ «انعکاس شریک کامل» ِ خود، خلاص می کند و با سرچشمه پاک عشق سیرابمان می سازد.. چون در این احساس و عشق پاک، دو تمامیت مستقل و جدا، به همدیگر کمک می کنند تا اتحاد درونی خود با یزدان درونی خود را احساس کنند.. (بجای فرافکنی درونی از طریق شریک مقابل). وقتی این عشق بین آندو رشد پیدا کرد و کل گیتی را فرا گرفت، یاران به آزادی خویش دست پیدا می کنند- بهترین هدیه…

پ.ن: به این نوشته مرتبط توجه کنید.

منابع:

1.The Shadow Dance and Astrological 7thHouse

2.كانون مطالعاتي دانشجويان دانشگاه الزهراء

3.ارتباط عاطفی موثرتر

4.The Free Encyclopedia